عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت چهل و نهم :
موبایلش را توی دست چرخاند و با یک انگشت بینی اش را خاراند و موذیانه خندید:اگه نخوام برم چی؟ گفتم:شما اشتباه می کنی! خیلی... گفت:از پشت پنجره بیا اینور! ازونطرف معلومی...این هتل مشرف داره! راست می گفت.آباژور روشن بود و من از پشت شیشه های تمیز معلوم بودم.سریع پرده را دور خودم پیچیدم:شام دیر می شه! پایین منتظرن. سر بالا انداخت و گفت:چه شامی؟ هیچی دیر نمی شه! پالتویش را در آورد و روی تخت انداخت: چیه
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
مونا
1خوب دوستش دارم
۶ ماه پیشنگین
2میگه کباب بعد چک خوبه برات وای آلاله دختر عجب پارتی بود عالی بودی عالی مهشاد جونم حال اومدم با این پارت امروز
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دیگه روش باز شده و اونم عقب نشینی کرده! یه کم شجاعتر شده!
۷ ماه پیششیوا
0من چطور تا شب صب کنم اخهههه یه فکری ب حالمون کن مهشاد جوووون
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
صبر داشته باشید امشب پارت جدیده.صبررر
۷ ماه پیشSajede_17
1آره خب.. آلاله از هر انگشتش یه هنر میباره مگه نمیدونستین؟
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دخترمون هنرمنده خب ؛)))
۷ ماه پیشSajede_17
2ای جان دخترمون تکنیک روانشناسی یاد گرفته میخواد رو شهرام پیاده کنه، نمیدونی وقتی اون سیلی رو به شهرام زد من چقدر دلم خنک شد 😁حقش بود خب... دمت گرم مهشاد جون عالی بود لذت بردم.
۷ ماه پیششیوا
0شهرام و بگو قاتی کرده ول نمی کنه می خواد دختره رو خاکستر کنه😁😁😁😁😁😁😂 نسوزونیمون شهرامممم
۷ ماه پیششیوا
0تکنیک روانشناسی و کجای قلبم بزارم آلاله جون؟ چی کار کردی با این پسر کشتیش ک ی جوری نوشتی مهشاد جون که من غش کرده بودم این پشت! گفتم ی چی میشه امشب شهرام چقدر کرم می ریزه بابا یاواش! یاواش!
۷ ماه پیشParisa
2وای چقدکم بود وای خدای من دارم میمیرم ازخماری چ جای حساسی تموم شد
۷ ماه پیشمهین
1حالا حالا ها با این دو تا ماماجراهاداریم ولی خوب ضد حال زد به شهرام این آلاله خانم
۷ ماه پیشعسل
1دوتا خل وچل که هم خودشون رو دیونه کردن وهم مارو 🤪
۷ ماه پیشستاره
1چه زرنگ شده تکنیک روانشناسی توحلق شهرام 😂😂😂
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

محرابی
0ممنون عزیزم زیبا بود و دلنشین. ای بابا چرازدی بنده خداداشت باهات راه میومددیگه. امشب خدابه دادت برسه